تبليغاتX
سفر به دور دنيا با دوچرخه - من بانكوك هستم

من بانكوك هستم

سلامي گرم به همه دوستان

من بانكوك هستم و درگير سفارتخانه ها براي گرفتن ويزا كه تا حالا ناكام بودم. خيلي دوندگي كردم و سفارت چين ويزا نداد و گفتن بايد از ايران اقرام كني براي ويزا و سفارت ويتنام هم مشابه چين جواب داد براي كامبوج فقط بايد با داشتن بليط هواپيما ويزا بگيري و از راه زميني هم بايد لب مرز موقع خروج اقدام كني در هر صورت ۳تا كشور رو ميخوام برم كه براي هيچ كدوم ويزا ندارم. ولي دست بردار نيستم و دوباره به سفارتخانه ها سر ميزنمو تلاش براي ادامه سفر خواهم كرد.

مسير مرز مالزي تا بانكوك حدود ۱۰۰۰كيلومتر بود و ۱هفته ركاب زدم تا رسيدم بانكوك و بين راه طبق معمول با ادم هاي مختلفي اشنا شدم و اتفاقات جالبي رخ داد؛برخلاف چيزهايي كه شنيده بودم راجع به ناامني در جنوب تايلند با آدم هاي مهربون و مهمون نواز ربرو شدم. و دوباره معبدهايي بزرگ و خيلي مجلل بيشترين چيزي كه اينجا به چشم ميخوره معبد هايي است كه مردم تايلندبراي عبادت به اونجا ميرند چون بيشتر مردم تايلند بودايي هستند.

براي رسيدن به بانكوك ۲راه وجود داشت كه من راه كنار اقيانوس رو انتخاب كردم و ركاب زدن كنار اقيانوس بهم انرژي ميده و حس و حال خوبي داره از زمان ورودم به تايلند با موج شديد گرما مواجه شدم گرمايي كه پوست ميكنه و توي اين يه هفته اي كه ركاب زدم سوختم و سياه شدم  ؛ وقتي رسيدم بانكوك يه راست اومدم خانه فرهنگ تا با توجه به نامه اي كه از تهران داشتم ببينم براي اسكان كاري ميشه كرد يا نه.؟  كه با كمك رايزن فرهنگي جناب آقاي تمهيدي قضيه اسكان حل شد و حمايت ايشان توي اين چند روز خيلي شامل حالم بوده. كه يك شب هم به اتفاق براي شام به دعوت يك ايراني كه صاحب ۱رستوران ايراني اصيل هست در بانكوك رفتيم و جايتان بسيار خالي بود؛ در اينجا با يك دوچرخه سوار امريكايي آشنا شدم به اسم تام و از من دعوت كرد تا به خونه اش برم و بعدبه اتفاق دوستان تايلنديش با هم به سينما رفتيم و شام رو هم بيرون بوديم. خيلي چيزها داشتيم براي تعريف كردن؛  تام  يك   پزشك هست و به تمام دنيا تقريباً سفر كرده و گاهي هم با دوچرخه سفرهاي كوتاه انجام ميده نشستيم و عكس هاي سفرهاي همديگر رو تماشا كرديم و راجع به خاطراتمون با همديگه گپ زديم بعضي از خاطراتمون و عكس هامون راجع به مكان مشتركي بود كه هر ۲تا مون در اونجا بوديم

توي هميتن يكي دو روزه بايد از دوستان جديدي كه پيدا كردم خداحافظي كنم و راهي سفر بشم

و دوباره جاده و دوچرخه و من... .

اميدوارم با وجود مشكلات فراوان اما با حمايتهاي شما دوستان عزیز و هم وطن های مهربانم، بتوانم اين سفر را با موفقيت به پايان رسانده و توشه اي پر بار را همراه آورم.

شماره حساب سپهر بانك صادرات
030-222-906-5007
حبیب اشترى
habib.ashtari@gmail.com

!! نوشته شده توسط حبیب اشتری | 15:36 | پنجشنبه سوم مرداد 1387 •